خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی

وی داده باد حادثه بر بادت

وی داده باد حادثه بر بادت

ای کنده سیل فتنه ز بنیادتوی داده باد حادثه بر بادتدر دام روزگار چرا چونانشد پایبند، خاطر آزادتتنها نه خفتن است و تن آسانیمقصود ز آفرینش و ایجادتنفس تو گمره است و همی ...

نظر ۰ بازدید ۲۰
بگفت ای بیخبر، مرگ از چه نامی زندگانی را

بگفت ای بیخبر، مرگ از چه نامی زندگانی را

یکی پرسید از سقراط کز مردن چه خواندستیبگفت ای بیخبر، مرگ از چه نامی زندگانی رااگر زین خاکدان پست روزی بر پری بینیکه گردونها و گیتی‌هاست ملک آن جهانی راچراغ روشن جانر...

نظر ۰ بازدید ۱۸
 تو خود باغبانی کن این بوستانرا

تو خود باغبانی کن این بوستانرا

رهائیت باید، رها کن جهانرانگهدار ز آلودگی پاک جانرابسر برشو این گنبد آبگون رابهم بشکن این طبل خالی میانراگذشتنگه است این سرای سپنجیبرو باز جو دولت جاودانرازهر باد،...

نظر ۰ بازدید ۹۸
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرانوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و فردای تو...

نظر ۰ بازدید ۱۵۶
برخیز و صبوح را برنجان

برخیز و صبوح را برنجان

برخیز و صبوح را برنجانای روی تو آفتاب رخشانجان‌ها که ز راه نو رسیدندبر مایده قدیم بنشانجان‌ها که پرید دوش در خوابدر عالم غیب شد پریشانهر جان به ولایتی و شهریآواره ش...

نظر ۰ بازدید ۱۵
کیمیا آمد و غمها همه شادیها شد

کیمیا آمد و غمها همه شادیها شد

هله خیزید که تا خویش ز خود دور کنیمنفسی در نظر خود نمکان شور کنیمهله خیزید که تا مست و خوشی دست زنیموین خیال غم و غم را همه در گور کنیموهم رنجور همی دارد ره جویان راما خ...

نظر ۰ بازدید ۱۳۸
ترجمانی هرچه ما را در دلست

ترجمانی هرچه ما را در دلست

دست بگشاد و کنارانش گرفتهمچو عشق اندر دل و جانش گرفتدست و پیشانیش بوسیدن گرفتوز مقام و راه پرسیدن گرفتپرس پرسان می‌کشیدش تا بصدرگفت گنجی یافتم آخر بصبرگفت ای نور حق ...

نظر ۰ بازدید ۱۰۹
دگر به هر چه تو گویی مخالفت نکنم

دگر به هر چه تو گویی مخالفت نکنم

شب فراق نخواهم دواج دیبا راکه شب دراز بود خوابگاه تنها راز دست رفتن دیوانه عاقلان دانندکه احتمال نماندست ناشکیبا راگرش ببینی و دست از ترنج بشناسیروا بود که ملامت کنی...

نظر ۰ بازدید ۶۰
در صف گل جا مده این خار را

در صف گل جا مده این خار را

کار مده نفس تبه کار رادر صف گل جا مده این خار راکشته نکودار که موش هویخورده بسی خوشه و خروار راچرخ و زمین بندهٔ تدبیر تستبنده مشو درهم و دینار راهمسر پرهیز نگردد طمعبا...

نظر ۰ بازدید ۶۵
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا راکه سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما راشکرفروش که عمرش دراز باد چراتفقدی نکند طوطی شکرخا راغرور حسنت اجازت مگر نداد ای گلکه پرسشی نکنی عن...

نظر ۰ بازدید ۵۰
اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

اگر تو فارغی از حال دوستان یارافراغت از تو میسر نمی‌شود ما راتو را در آینه دیدن جمال طلعت خویشبیان کند که چه بودست ناشکیبا رابیا که وقت بهارست تا من و تو به همبه دیگرا...

نظر ۰ بازدید ۵۴
جان روشندل ز جسم مختصر باشد جدا

جان روشندل ز جسم مختصر باشد جدا

جان روشندل ز جسم مختصر باشد جدادر صدف از راه غلطانی گهر باشد جدااز فشردن غوطه در دریای وحدت می زندگر چه از هم بند بند نیشکر باشد جدارشته سازی است کز مضراب دور افتاده ا...

نظر ۰ بازدید ۳۲
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم زندگانی را و گم کردم جوانی راکنون با بار پیری آرزومندم که برگردمبه دنبال جوانی کوره راه زندگانی رابه یاد یار دیرین کاروان گ...

نظر ۰ بازدید ۱۹
دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی

دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی

شب به هم درشکند زلف چلیپائی راصبحدم سردهد انفاس مسیحائی راگر از آن طور تجلی به چراغی برسیموسی دل طلب و سینه سینائی راگر به آئینه سیماب سحر رشک بریاشک سیمین طلبی آینه ...

نظر ۰ بازدید ۴۴
یا رب خزان چه بود بهار شکفته را

یا رب خزان چه بود بهار شکفته را

بیداد رفت لاله بر باد رفته رایا رب خزان چه بود بهار شکفته راهر لاله ای که از دل این خاکدان دمیدنو کرد داغ ماتم یاران رفته راجز در صفای اشک دلم وا نمی شودباران به دامن ا...

نظر ۰ بازدید ۲۷
کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را

کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را

آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآاشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآشده نزدیک که هجران تو، مارا بکشدگرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآکرده‌ای عهد که بازآیی و ما را بکشیوقت آن...

نظر ۰ بازدید ۳۷
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی

تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی

شاهد افلاکیچون زلف تو ام جانا در عین پریشانیچون باد سحرگاهم در بی سر و سامانیمن خاکم و من گردم من اشکم و من دردمتو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانیخواهم که ترا در بر بنش...

نظر ۰ بازدید ۸۷
که از طلسم غم آزاد می‌کنیم ترا

که از طلسم غم آزاد می‌کنیم ترا

اگر به بندگی ارشاد می‌کنیم ترااشاره‌ای است که آزاد می‌کنیم تراتو با شکستگی پا قدم به راه گذارکه ما به جاذبه امداد می‌کنیم ترادرین محیط، چو قصر حباب اگر صد بارخراب ...

نظر ۰ بازدید ۱۰۲
ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است

ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا رابده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافتکنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا رافغان کاین لولیان شوخ شیر...

نظر ۰ بازدید ۷۶
هر چه بر تو آید از ظلمات و غم

هر چه بر تو آید از ظلمات و غم

از خدا جوییم توفیق ادببی‌ادب محروم گشت از لطف رببی‌ادب تنها نه خود را داشت بدبلک آتش در همه آفاق زدمایده از آسمان در می‌رسیدبی‌شری و بیع و بی‌گفت و شنیددرمیان قوم ...

نظر ۰ بازدید ۶۹
روی تو خوش می‌نماید آینه ما

روی تو خوش می‌نماید آینه ما

روی تو خوش می‌نماید آینه ماکآینه پاکیزه است و روی تو زیباچون می روشن در آبگینه صافیخوی جمیل از جمال روی تو پیداهر که دمی با تو بود یا قدمی رفتاز تو نباشد به هیچ روی شک...

نظر ۰ بازدید ۳۲
قافله شب چه شنیدی ز صبح

قافله شب چه شنیدی ز صبح

ای نفس خرم باد صبااز بر یار آمده‌ای مرحباقافله شب چه شنیدی ز صبحمرغ سلیمان چه خبر از سبابر سر خشمست هنوز آن حریفیا سخنی می‌رود اندر رضااز در صلح آمده‌ای یا خلافبا قد...

نظر ۰ بازدید ۹۷
کلید مخزن گنج الهی

کلید مخزن گنج الهی

محمد کافرینش هست خاکشهزاران آفرین بر جان پاکشچراغ افروز چشم اهل بینشطراز کار گاه آفرینشسرو سرهنگ میدان وفا راسپه سالار و سر خیل انبیا رامرقع بر کش نر ماده‌ای چندشفا...

نظر ۰ بازدید ۳۲




۱۲۳۴۵۶




Buy Website Traffic Cheap
خرید اینترنتی قهوه
گگ سئوبهینه سازی سایت
ثبت آگهی رایگان درج آگهی ویژه در بالون آگهی